سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

زبانحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها با برادر در هنگام وداع

شاعر : گروه شعری یامظلوم
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
قالب شعر : غزل

چه باید گفت با آن کس که می‌دانی نمی‌ماند            به میدان می‌روی و حرف چندانی نمی‌ماند

پیاده شو رقـیه را بغـل کن این دم آخر            به تو بدجور وابسته است می‌دانی؛ نمی‌ماند


امان از اشک بی موقع تو را واضح نمی‌بینم            مجالی غیر از این دیدارِ پایانی نمی‌ماند

چه با حسرت رباب آن سو به تو خیره شده، بنگر            که عشقِ عاشق و معشوق، پنهانی نمی‌ماند

برایت گریه خواهم کرد آنگونه که بعد از این            سخن از یوسف و یعقوب و کنعانی نمی‌ماند

تو تنها نیستی، اذنم دهی شمشیر می‌گیرم            که با جنگاوری‌ام مرد میدانی نمی‌ماند

عزیز فاطمیات حرم! دورت بگردم من            سرت خاکی شود، در خیمه سامانی نمی‌ماند

تنت می‌ماند اینجا روی خاک و فکر سر هستم            که چیزی از تو در این راه طولانی نمی‌ماند

نقد و بررسی